تبليغاتX
هیزم شکـن
هیزم شکـن



تفاوت دختر در ایران و آمریکا

سیلام

ای بابا چرا کسی پیش من نمیاد دیگه

منم فقط به خاطر پیشی اومدم آپ کنم چون تازه اومده و این پست و تقدیمش میکنم

دانشگاها هم وا شده

ما که رفتیم پی زندگی

ولی سر میزنم

----------------

-----------

----

-

ولی خدا وکیلی تفاوت و ببین

امریكا :


جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده

 سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا…. 

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now 

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!

قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: کانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
.......

 

ایران : 

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 

نوع آرایش:

لب : بریتنی

 مو: کامرون دیاز

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

سینه: رنه زوئلنگر

قد: یک چهار پایه + 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ 

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
 
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت !

 

 

دوشنبه 13 مهر1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

کلاسهای ویژه آقایون!

سیلام....!

من اومدم با صدای...!

چه خبر ... می بینم که کسی اینجا نیست و بعضیا هم دارن کتاب چاپ میکنن و سرشون شلوعه دیگه ...

فقط از رو بی حوصلگی پست گذاشتم

 

 

هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.

برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نیست.
6. زن من کلفَت من نیست.

واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من دیگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گویم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت)
4. من دیگر سر پا ادرار نمی کنم. من پیشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرین عملی همراه با نوار وی دیو 100 ساعت)
5. من دیگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گیرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثیف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن،به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.

واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با دیگر لباسها ( تمرین عملی)
2. تمیز کردن خانه... فعالیتی مطلوب و دلپذیر.
3. فراموش نکردن بیرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسیله ای برای تمیز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنید.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگیری.
6. جمع کردن خرابکار یها بعد از انجام تعمیرات در خانه.
7. بیاموزیم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلویزیون ; ، + ایستادن کنار اجاق گاز; نیست.

واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسایل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه

سطح 2 ( پیشرفته): درست کردن اولین سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرین عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانید.)

سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.

سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون این که نصف آن در نلبکی بریزد!

 

پاورقی : باید با قاطعیت اعلام کنم که این کلاس ها خیلی وقتشون کمه ... ولی امروزه دیگه همه چی بر عکس شده و این کلاس ها رو باید برا جنس مخالف ما گذاشت... مخصوصا این قسمت آشپزی... اینو گفتم فکر نکنین زن زلیلم

 

پنجشنبه 26 شهریور1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

شب های قدر ...

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَئكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

 

کاشکی قدر میدونستیم

 بچه ها التماس دعا

 

تا عشق تو داغ بر جبين مي ريزد

چشمم همه اشك آتشين مي ريزد

هجران تو را اگر شبي آه كشم

خاكستر ماه بر زمين مي ريزد

 

بچه ها التماس دعا

این شبا خیلی عزیزه

برا مریضا دعا کنین

 

پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

----<< كافــــــــــــر دانشجوي ديوانه >>----

 

   سامبولی برو بچز ... 

 احوالتون چطوره ... بالاخره آپیدم

کافر رفته بودیم دنبال خونه میگشتیم

  بعد این ترم بوقی هایی که اومده بودن کافر چه باحال بودن

حکایتشون یه چیزی تو مایه های همین دوستمونه

البته از این رفیقمون یه چیزی اون ور تر ...

 

-----------------------------------------

----------------------------

---------

--

 کافر امروز روز اول و ب.ن میخواد بره دانشگاه

البته ب.ن دیوونه نیستا بنده خدا دست خودش نیست

 

شنبه:

همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.
هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:‍? ببخشید? من که می دونستم
منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد. 
آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم

یکشنبه:

امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود 
و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:? ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین. 
من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.? مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.
راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم

دوشنبه:

 امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.
بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود. 
حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.
راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم

 سه شنبه:

 امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
فقط یکی از من پرسید:? آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.? من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:? ای بابا بدبخت منظوری نداشته. ?
ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم 
هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه:

 امروز وقتب که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه 
ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:? ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟? 
من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته
و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.
تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه

پنج شنبه:

یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.
من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.

جمعه:

 امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم. 
عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم
کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:
?ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟? من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.

شنبه:

 امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت:
? نمیخواد دانشگاهبری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.?... وقتی به آزمایشگاه رسیدم
از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: ?آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.? 
من که می دونستم منظورش چیه .... حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده
 
 

دوشنبه 16 شهریور1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

...::: انواع بله گفتن عروس خانم ها ...:::

 

 سیلام به دوستان

نماز و روزه تون قبول باشه

از اونجایی که بعضیا میگن پستای من تکراریه منم دیگه حسی برا گذاشتن پست نداشتم

ماه رمضون هم بود سرمون شلوغ بود دیگه

 اصلا حسش نی حسم و بردن

 حسم نمیاد

---------------

--------------------------------------

-----------------------------------------------

----------------------------

----------

--

 

 

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)


عروس لوس: بع..........له!

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)


عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس
                                                                                        


عروس خجالتی: اوهوم


عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)


عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...


عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...


عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم


عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک)

 

آدم چه چیزایی که نمیبینه


 

دوشنبه 9 شهریور1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

:::... دانشجویان در ملل مختلف ...:::

سیـــــــــــــلام

 اميدوارم كه سر حال باشين

به جون خودم من فرار ميكنم ميرم

 هيشكي منو دوست نداره

عصاب ندارما

اين پست هم برا پيشي كه (سر ماه قبض تلفن مياد و باباهه .... چه شود ) قراره صرفه جويي كنه

خوب چيه كار خوبي ميكنه

آخه صرفه جويي يه عبادت اونم تو اين ماه

و اما آفروديت

 با شيلنگ ميوفتي دنبال من؟

 ببينم پس اون گل باقالي كه تو پيونداست عمه منه؟

چرا شايعه درست ميكني و پيشي رو ميندازي به جون من

 بابا جاي سالم نذاشته دماغمو هم گاز گرفته نامرد

 چه دندونايي هم داره ماشاالله بزنم به تخته

ولي بگذريم در كل خيلي ســـــــــــــالاري

 ....................................................................................

 

 

شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...

...................................................................

...............................................

.....................

........

.

و اما چه ميكنه اين دانشجوي ايراني .... 

ژاپن: به شدت مطالعه می‌کند و برای تفریح روبات می‌سازد!

مصر: درس می‌خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی‌مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می‌شکند!

هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلی می‌شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می‌کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن پیش می‌آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می‌کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود!

عراق: مدام به تیرها و خمپاره‌های تروریست‌ها جاخالی می‌دهد و در صورت زنده ماندن درس می‌خواند!

چین: درس می‌خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می‌سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می‌فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است، او دوره کامل آموزشهای رزمی‌ و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاددان به دنیا می‌آید!

گینه بی‌صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله‌ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا، دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می‌خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس، چند نفر از قبیله توتسی را می‌کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری! منقرض می‌شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می‌خوانند!

ایران: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس دروس عمومی، ‌چرت می‌زند و سر کلاس دروس اختصاصی، جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید! او سه سوته عاشق می‌شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می‌شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند! او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند و در یک کلام عشق و حال می‌کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان، در خطر انقراض است!

پنجشنبه 29 مرداد1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |

داستان مادر زن و 3 دامادش !!!

 
 
 سیمبلان بروبچز خودمون
 البته ۲تا بیشتر نیستین خو
 به خاطر کتک کاری هایی که اینجا شد و من کتک خوردم به دست آفرودیت
  بابت اینکه آپ نمیکنم  
 و از یه طرف دیگه یه پیشی اومد آب بخوره پامو گاز گرفت
 بالاخره تصمیم گرفتم که پست بزارم
راستی من اهل بوشهر نیستم
 ولی جنوبی ام
پی ام خصوصی بده تا بت بگم اهل کجام
 
همینو میخواستی ..............
 
 
 
 
 
و بشنوین از ماجرای مادر زن و ۳ تا دامادش
فقط منو نزنین من بی گناهم
 
 -----------------------------------------------------------
 
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.                 
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.                 

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود:

« متشکرم! از طرف پدر زنت »

دوشنبه 26 مرداد1388 توسط ٭۩٭∙امین∙٭۩٭ |



در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد
و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت
مي خواهم سكوت كنم
و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

koochooloyemamani_topoli@yahoo.com

عکسهای نانسی
عکسهای خوانندگان و بازیگران خارجی
عاشقانه
Funny
عشق یعنی...
عکسهای هندی
شعر
طالع بینی
مطالب خواندنی (جالب)

بهزاد بلور
در حضور
عشق بي پايان
عشق خفته
R@P Go R@P
موفق باشي
best download
محمد كرسپو
تـــــــــــــرنم
همبازیها
^^^مد کده^^^
Rap 2 Teh
اگه عاشقی بیا اینجا
زیبای خفتهღ♥ღ دفتر شعر ღ♥ღ
ღ♥ღ SheidA ღ♥ღ
ღ♥ღ Gita ღ♥ღ
۩۩ مدل مو ۩۩
..:: گل باقالی ::..
دلنوشته های سارا
*** همه چي اينجا پيدا ميشه ***
خلوت یک دختر آریایی
داستانک(ش.ی.م.ا)
مریم گلی(خونه جدید)
پسر بکس لوپ
انجمن IT دانشگاه پیام نور بوشهر
barobachs hamkelasia(mohan tosa
--< SmS CluB >--
بهترين ها براي سوني اريكسون
انسانها آينده يكديگرند !
گل باقالی
ღღکوچولوهای عاشقღღ
شوک...جوک
شوک....شعر
شوک...عاشقانه ها
شوک...داستان کوتاه
قالب وبلاگ

کلاسهای ویژه آقایون!
----<< كافــــــــــــر دانشجوي ديوانه >>----
...::: انواع بله گفتن عروس خانم ها ...:::
:::... دانشجویان در ملل مختلف ...:::
داستان مادر زن و 3 دامادش !!!
5 قانون همسر داری برای مردان ایرانی
>--- مدلهای مختلف دختر ----<
تماسهای تلفنی یک دانشجو !!!!!!!!!!
>----- دخترک پشت کنکوری -----<
فرهنگ لغت زنانه !
برتری پسرها نسبت به دختر ها !
----<< عکسهای سولان (زن تسو) بازیگر افسانه جومونگ >>----
----<< فرق عروسی رفتن دخترها و پسرها >>----
یه پسر خوب ...
راهنمای ازدواج کردن برای دختران ترشیده
<<<<انواع روشهای مخ زنی>>>>>
درد دل دختر با مامانش
چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یه نفر ایرونیه؟
دختر ها چه شوهری می خوان؟!!!!!!!
مخ زنی در طول تاریخ

RSS 2.0
PageRank Buton by webzist

Design By Parstheme

انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست